ايرج افشار
7
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
شمار بيرونند . سلاطين مغول و طوايف اتراك را اعتقاد عظيم به آن حضرت بوده و مكرر كرامات مشاهده نموده . از آن جمله [ 5 ب ] آنكه روزى امير چوپان سلدوز امير الا [ مراء ] ايران به رسم شكار به كوههاى طارم رفت . مصاحبى داشت دانشمند نام ، او را بر اسب تند سركش سوار كرده او از تندخوئى آن غافل . از عقب شكارى دوانيد و عنان آن را ضبط نتوانست كرد تا به قلهء كوه رفيع برآمد و از آنجا افتاد . امير چوپان را اضطراب عظيم دست داده چون به ميان دره درآمد ديد كه اسب پارهپاره شده و آن شخص سالم است . حيرتش دست داده احوال پرسيد . گفت چون از حيات نوميد گشتم به خدا ناليده به شيخ استعانت جستم . شيخ را در هوا ديدم كه گريبان مرا گرفته آهسته بر زمين نهاد . موجب زيادتى اعتقاد اتراك گشت . آن حضرت را از صبيهء شيخ زاهد خلفى پاكيزه گوهر تولد نمود كه نور الهى از ناصيهء همايونش مىدرخشيد . كسب كمالات و علوم ظاهر در خدمت والد و علماء عصر نموده ، شيخ او را صدر دين مىگفت . لاجرم به صدر الدين موسوم گرديد . به غايت فاضل و دانشمند شد . حضرت شيخ را در اواخر ايام حيات از غايت رياضت و ضعف بدن علت مثانه طارى گشته مدتى در عالم تصوّف به آن درد خورسند بود تا آنكه امراض مختلفه روى آورده مشرف به موت گرديد . مريدان و منتسبان سلسلهء رفيعه را جمع نموده قايممقامى و سلسلهء ارشاد را به فرزند ارجمندش صدر الدين موسى تفويض نموده ، به بذل انعام و رعايت فقرا و درويشان وصيت نموده . آخر كلامش به اين ختم شد كه صلوا عليه و سلموا تسليما . اين واقعه به تاريخ روز دوشنبه دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء 730 روى داد . به وصيت شيخ در همين مكان كه حالا حظيرهء مقدسه و مطاف خلايق است مدفون شد . و ولادت صدر الدين ابن شيخ صفى الدين در سنهء تسع و ثمانين و سبعمائه از صبيهء شيخ زاهد فاطمه نام و آن حضرت نيز مانند پدر عاليمقدار نامدار صاحب مقامات عاليه بوده خوارق عادات از او بسيار سر زده . مريدانش در همه [ جا ] خصوصا در بلاد روم بسيار و از حيّز شمار بيرونند . وفاتش در شهور سنهء تسع و تسعين و سبعمايه . از آثارش عمارت حظيرهء مقدسه كه مطاف انام و چلهخانه در جنب حظيرهء